هنوز در سفرم

 خیال می کنم
 
در آبهای جهان قایقی است
 
و من ،مسافر قایق ‚ هزارها سال است

 سرود
زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه های فصول می خوانم
 
و پیش می رانم
مرا سفر به کجا می برد ؟
 
کجا نشان قدم ‚ ناتمام خواهد ماند
 
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت
گشوده خواهد شد ؟

مدتی در سفر بودم حدود سه ماه ، از ابتدا با خودم قرار داشتم که دیده ها و شنیده ها را اینجا یا دوستانم سهیم شوم هر چند الان زمانی است که با یک کلیک میشود بطور مجازی دور دنیا را گشت اما این با آنچه آدم با چشم خودش میبیند خیلی فرق دارد حتی نمیشود آنها را در عکس و فیلم گنجاند اما میشود هر کس برداشت خودش را روایت کند بله داشتم می گفتم قرارم با خودم این بود که روزانه یا هفتگی گزارشی از سفرم با عکس و تفسیر اینجا بگذارم صد البته که نتوانستم اتقدر که در گیر بودم و انقدر که شب که از گشت و گذار بر می گشتیم دور هم صحبت و ...بود که وقتی نمی ماند حتی برای خواب ! زمانی هم که اختصاص داشت به خودم سعی می کردم از اینترنت پر سرعت آزاد استفاده مطلوب کرده فیلم و گزارش و هر آنچه تو ایران امکان دیدنش نیست را ببینم این بود که ننوشتم  یعنی در سفر ننوشتم حالا برگشتم و فرصتی است که هراز گاهی از سفر بنویسم هر چه به یادم مانده و برایم جذابییت داشته با شما سهیم شوم.وعکس هائی که برایتان خواهم گذاشت  این مقدمه ای بود بر آنچه  بعد ها خواهم نوشت.

انتهای خیابان شانزه ایزه که میدان کنکورد است با ستون بلند اهدایی از مصر

بدون شرح...

سه چرخه هائی که جدیدا در شانزه لیزه توریست ها را جا به جا می کند ما که سوار نشدیم

تمام لطف شانزه لیزه به قدم زدنشه...

و تقریبا زیبا ترین و با شکوه ترین بنای شانزه لیزه ،طاق نصرت؛ بزرگترین تقاطع جهان که ۱۲ خیابان به آن منتهی می شوند. بنای این تقاطع در سال ۱۸۰۶ و به دستور ناپلئون و برای به یادگار نگهداشتن پیروزی های بزرگش ساخته شد.